
برای شرکت در جلسه دیدار رئیس جمهوری با کارگردانان سینما با من تماس گرفته شد اما به دلیل اینکه در مسافرت هستم طبعاً نمی توانم در این جلسه شرکت کنم. البته نفس برگزاری چنین دیدارهایی در جای خود بسیار مناسب است و تاثیرات مطلوبی هم می تواند داشته باشد اما مساله مهم تری هم مطرح است که بارها در گفته ها و نوشته هایم پیش از این بر آن تاکید کرده ام؛ نظام فرهنگی ما به طور کلی با نوعی مدیریت ضعیف و خودمحور روبه رو است که اغلب دیگر عناصر درگیر در این سیستم یعنی سینماگران و اهالی فرهنگ را به حاشیه می راند. این روند باعث شده این افراد برخلاف میل و علاقه شان با نوعی نارضایتی مواجه شوند. متاسفانه در این سال ها شاهدیم سانسور در محصولات فرهنگی زیاد شده است؛ اتفاقاتی که بر سر فیلم «سنتوری» پیش آمد و حاشیه های مرتبط با آن مانند پخش غیرقانونی دی وی دی هایش از جمله این موارد است. این مساله خاص سینما یا ادبیات نیست و شامل تمام حوزه های فرهنگی هم می شود. با این حساب بیشتر از آنکه توجه ما به فرهنگ و توسعه آن باشد مجبوریم به این مسائل و قضایای ضدفرهنگی توجه کنیم و درگیر آنها باشیم.متاسفانه در دو سه سال اخیر ما با شکل مطبوعی از نظارت، مدیریت و حتی تشویق اهالی فرهنگ و فرهنگ سازان از سوی مدیران روبه رو نبوده ایم و به جای تولید اشتغال برای آنها با توقیف کتاب ها و فیلم ها باعث بیکاری و مشکلات معیشتی آنها شده ایم. نفس دیدار رئیس جمهور با کارگردانان در نوع خود بسیار هم در این شرایط مناسب است اما به شرط اینکه ایشان با توجه به مشغله یی که دارند به حرف های اهالی سینما هم توجه نشان دهند و راهکاری برای آن بیندیشند. اگر قرار است حرفی زده شود، مسائل و مشکلات مطرح شوند و حتی بعد از گفتن حرف ها تعبیرات دیگری از آنچه منظور بوده است برداشت شود، اینچنین جلسه یی تاثیری نخواهد داشت. در همین جا لازم می دانم به دیدار مقام معظم رهبری با سینماگران و گفته های ایشان اشاره کنم. ایشان فرمودند سینما باید آینه یی باشد که دردهای جامعه را نشان دهد و از کارگردانان هم در مورد فعالیت در این عرصه تشکر کردند، اما بعد از آن چه شد؟ حرف های ایشان را انگار بعضی نشنیدند تفسیر دیگر می کردند و همه چیز برعکس شد.


عید فطر بر همه مسلمانان جهان مبارک باد
به همین مناسبت عزیز و فرخنده برای اولین بار عکسهای جشنواره زردآلوی طلایی که در کشور ارمنستان با حضور بزرگان سینمای جهان برگزار گردید تقدیم شما عزیزان می گردد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ



پایگاه خبری فیلم کوتاه: هشتمین جشنواره یاری پس از سه روز نمایش فیلم در اپسالا در استکهلم هم با یاد خسرو شکیبایی آغاز شد.
جشنواره یاری در سینما پارک استکهلم در شرایطی آغاز شد که مردم مشتاق برای خرید بلیت در صفهای طولانی ایستاده بودند و جالب اینکه تعداد کثیری از این مخاطبین را سوئدیهای مشتاق شناخت سینمای ایران تشکیل میدادند. همچنین تعداد زیادی از خبرنگاران رسانههای سوئدی و فارسی زبان برای مصاحبه با هنرمندان ایرانی در سینما پارک مستقر شده بودند.
در میان مخاطبین سفیر سابق سفارت سوئد در تهران و همسرش هم دیده میشدند. داریوش مهرجویی که همراه با همسرش وحیده محمدیفر و دخترش مونا و گلشیفته فراهانی برای جلسه پرسش و پاسخ به روی سن آمده بود در جواب به سوال مخاطبی که پرسید چه دلیلی داشت علی سنتوری عبا به تن کن گفت: در فیلم میکس در قسمتی ما به زندگی یک موزسین می پردازیم که اتفاقا ناصر چشمآذر که خودش هم موزسین است؛ این نقش را ایفا میکند. در آنجا هم چشمآذر عبا تنش است و اصولا خیلی از کسانی که در ایران کار موسیقی میکنند در منزل از این پوشش سنتی استفاده میکنند. در ضمن فراموش نکنیم علی از یک خانواده سنتی است و انتخاب این پوشش کاملا برای او طبیعی است.
در ادامه یکی از مخاطبین ضمن موثر دانستن حضور صدا و اشعار محسن چاوشی در سنتوری از مهرجویی خواهش کرد سلام سوئدیها را به چاوشی برساند که این تقاضا با تائید حضار روبرو شد.
مهرجویی در ادامه در پاسخ به این سوال که سوگلی فیلمهای شما چه فیلمی است گفت: هر چند فیلمها مانند بچههای سازنده هستند اما واقعیت این است که دختر دایی گم شده بیشک سوگولی فیلمهای من است.
در ادامه جلسه گلشیفته در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان که شما در میم مثل مادر یک مادر نمونه بودید و در سنتوری یک زن بیوفا خودتان کدام نقشتان را بیشتر میپسندید؛ گفت: مسلم است که همه یک مادر فداکار را دوست دارند و زنی که به دنبال یک زندگی بهتر دیگر حاضر نیست با شوهر معتادش بماند را درک نکنند!
در ابتدا من هم با آقای مهرجویی بحث داشتم و میگفتم هانیه نباید علی سنتوری را رها کند. اما آقای مهرجویی به من گفتند زن امروز نباید تحت هر شرایطی همه چیز را تحمل کند و هانیه حق دارد شوهری که حاضر به ترک مواد نیست را ترک کند و حالا که فکر میکنم میبینم هانیه کار درستی کرد. چرا باید میماند و تحمل میکرد.

مراسم افتتاحیه هشتمین «جشنواره یاری» عصر روز گذشته در سینما قصر اپسالا با حضور داریوش مهرجویی، کیومرث پوراحمد، گلشیفته فراهانی و وحیده محمدیفر، با یک دقیقه سکوت به احترام خسرو شکیبایی برگزار شد.
فریبا حاجمیرزاعلی دبیر جشنواره در ابتدای مراسم ضمن خوشامدگویی به مهمانها گفت: خوشحالیم که هنرمندانی در هشتمین جشنواره یاری حضور دارند که هر کدام قسمتی از تاریخ ایران را ساختهاند. وی همچنین از نمایش مستندی درباره خسرو شکیبایی در روز یکشنبه خبر داد.
در ادامه مسعود واریانی دبیر انجمن یاری برای ارائه توضیحاتی در مورد فعالیتهای انجمن به روی سن آمد. واریانی اظهار داشت: انجمن یاری توانسته در مدت هشت سال با تلاش اعضا و در حال حاضر به صورت ماهیانه به 300 کودک ایرانی کمک کند و همچنین تا امروز ما توانستهایم هفت کتابخانه در مناطق محروم ایران تاسیس کنیم.
پس از آن داریوش مهرجویی به روی سن دعوت شد. مهرجویی گفت: خوشحالم که برای اولینبار به اپسلا آمدهام و امیدوارم دیدن فیلم سنتوری اذیتتان نکند و باعث شود خوابهای خوبی ببینید.

مهرجویی، مونا دختر دوسالونیمهاش را که همزمان با فیلم سنتوری به دنیا آمده به مخاطبین معرفی کرد که با تشویق حضار روبرو شد.
در ادامه وحدیه محمدیفر همسر مهرجویی که یکی از نویسندگان فیلمنامه سنتوری نیز هست گفت: سنتوری در واقع فیلمی در مورد همدلی و یاری است. داستانی که میگوید وقتی انسانها به کمک احتیاج دارند باید دست همدیگر را بگیرند نه اینکه دست هم را پس بزنند. همه بدبختیها از زمانی شروع میشود که آدمها همدیگر را تنها میگذارند.
گلشیفته فراهانی نیز طی سخنانی کوتاه گفت: خوشحالم که سالن پر از تماشاگر است و معذرت میخواهم از کسانی که مجبورند ایستاده برنامه را تماشا کنند.
وی در پاسخ به این سوال که شما هم تجربه کار با داریوش مهرجویی و هم رایدلی اسکات را دارید این دو را چطور با هم مقایسه میکنید؛ گفت: این سوال خیلی سختی است! مثل اینکه بپرسید کی از کی خوشگلتر است. البته آقایان اسکات و مهرجویی به شدت به هم شبیه هستند از نظر رفتاری. هر دو خونسردی بیش از اندازهای دارند. ولی به نظر من اگر امکانات سینمای آمریکا دست کارگردانی مانند مهرجویی باشد واقعا آپولو هوا میکند!
فراهانی افزود: اگر سینماگران را با شناگران مقایسه کنیم سینمای ایران مانند شنا کردن در رود کارون است و سینمای آمریکا مانند دراز کشیدن روی یک تشک بادی در یک دریاچه آرام و خوردن نوشیدنی. پس میشود نتیجه گرفت ایرانیها شناگران بهتری هستند!
در ادامه فریده محمدیفر فیلمنامهنویس در پاسخ به این سوال که چرا نقش معتاد را به یک موزسین دادید گفت: ما میخواستیم مشکل اعتیاد را مطرح کنیم. بگوییم معتاد بیمار است و احتیاج به کمک دارد. این کاراکتر میتوانست هر شغلی داشته باشد ولی ما داشتیم قصه علی سنتوری را میگفتیم که یک موزیسین بود.
سپس کیومرث پوراحمد ضمن ابراز خوشحالی از حضور مهرجویی گفت: خوشحالم که نمایش فیلم داریوش مهرجویی که از پیشگامان موج نوی سینمای ایران است با این استقبال مواجه شده و امیدوارم انجمن یاری یا به زودی تعطیل شود یا با عنوان دیگری به فعالیتش ادامه دهد!
چون کشور ما ایران با وجود ثروت و منابع غنی که دارد، دیگر نیازی به حمایت این انجمن از کودکان بیسرپرست نداشته باشد.
پس از مراسم معارفه مهمانها، فیلم کوتاه مراسم صبحگاهی (هادی آفریده) به نمایش درآمد و پس از آن یاری فعالیتش را با نمایش فیلم سنتوری آغاز کرد.
هشتمین جشنواره فیلم یاری تا ۱۹ مهرماه در شهرهای اوپسالا، استکهلم و وستروس به کار خود ادامه خواهد داد


